آزمایشگاه مجازی

عکاس علمی مشهوری با استفاده از میکروسکوپ الکترونی مجموعه تصاویری از هیولاهای خانگی به ثبت رسانده است که می تواند دیدنی و در عین حال رقت انگیز باشند.

عکاس علمی مشهور "استیو اشمایسنر" 61 ساله با کمک میکروسکوپ الکترونی بسیار قدرتمندی موفق به ثبت تصاویری از جهان میکروسکوپی حشراتی شده است که در کنار ما به صورت مخفیانه و یا آشکار زندگی می کنند. حشراتی که پس از میلیونها بار بزرگنمایی بیشتر به هیولاهای وحشتناک فیلمهای هالیوودی شباهت دارند تا یک موجود میکروسکوپی.

این عکس‌ها پس از میلیونها بار بزرگنمایی چهره واقعی کرمهای ریز مانند سوسک آرد، کرم خاک، مگس ها و ککهایی که در فرش و مبلمان و کابینتهای خانه های مسکونی کمین کرده‌اند را  به وضوح نشان می‌دهد.


کرم خاک که در لایه های مرده پوست زندگی می کند



کک گربه در زیستگاه مورد علاقه اش بدن گربه



لارو خرمگس آبی



سوسک آرد که به دلیل علاقه به انواع بیسکوئیت و پاستا در کابینتهای خانه ها به وفور دیده می شود



مگس




کرم پنير (از زير رده ي Acari که از تنندويان يا arachind هاي بسيار ريز مي باشند که انگل جانوران، گياهان و خوراک بوده و گاهي بيماري زا هستند)




عنکبوت





کک



كرم‌ صدپا



زنبور






مورچه



ساس که از خون انسان تغذيه ميکنند







+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 15:21  توسط ایمان فاتحی  | 

شکاف های انتهای تار موی انسان





 مویرگ های اعصاب چشم





 سطح روده انسان



 جنین 5 روزه انسان





 سلول تخمک دستگاه تناسلی زنان



 گلوبول های قرمز خون



 ریه انسان (حفره هایی که در تصویر می بینید محل تبادل گاز با خون می باشد)




 نرون های عصبی در مخچه (بیش از 100 بیلیون نرون در مغز وجود دارد)



 سلول های لخته خون
(این لخته های خونی در میان گلوبول های سفید خون دیده می شوند)



 اسپرم های مردانه



 سلولهای سرطانی ریه (با عکس قبلی ریه مقایسه کنید)




 اسپرم های بدور تخمک برای تشکیل جنین




 ریشه های مو در درون گوش



 غنچه های مزه روی زبان (بیش از 10 هزار غنچه برای مزه غذا روی زبان وجود دارند)



 پلاک دندان




+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 15:12  توسط ایمان فاتحی  | 

مزه تلخی را فقط زبان تشخیص نمی‌دهد، بلکه در بافت سینوس هم،‌ مزه تلخی شناسایی می‌شود تا به واسطه آن،‌ نوع خاصی از باکتری‌های مسئول بیماری ذات‌الریه شناسایی شوند.

ما می‌دانیم که مزه‌ها از طریق گیرنده‌هایی که روی زبانمان وجود دارند، تشخیص داده می‌شوند، از جمله مزه تلخی. اما به نظر می‌رسد که گیرنده‌های مزه خاصی هم در قسمت بالایی مسیر تنفسی ما قرار داشته باشند.

به گزارش نیوساینتیست،  نوآم کوهن و همکارانش در دانشگاه پنسیلوانیا واقع در فیلادلفیا به دلیل احتمالی وجود این گیرنده‌ها دست یافته‎اند. آن‌ها سلول‌های گرفته شده از نمونه‌های بافت سینوس بیمارانی که مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند را کشت دادند و به این نتیجه رسیدند که گیرنده‌های مزه تلخی در این بافت، حضور نوعی باکتری به نام پسویدوموناس آئروگینوزا را تشخیص می‌دهد. این باکتری می‌تواند باعث ابتلا به ذات‌الریه شود. بافت سینوس با تولید اکسید نیتریک برای کشتن باکتری‌های مهاجم، ‌واکنش نشان می‌دهد.
کوهن در این‌باره می‌گوید: «برخی افراد دفاع درونی قوی در برابر این باکتری دارند که در واقع بر پایه توانایی آن‌ها برای تشخیص مزه تلخی است. کسانی که حس‌گرهای کافی برای این ذرات تلخ ندارند، در برابر ابتلا به این بیماری دفاع ضعیف‌تری دارند.»
یافته‌های این مطالعه می‌تواند به ساخت گونه تازه‌ای از اسپری‌های بینی منتهی شود که برای فعال‌سازی گیرنده‌های مزه تلخی طراحی شده باشند و بتوانند دفاع‌های طبیعی افراد در مقابل عفونت‌های سینوسی را فعال کنند.
لیکوان هوانگ از مرکز حواس شیمیایی مونل واقع در فیلادلفیا که در این مطالعه شرکت نداشته،‌درباره یافته‌های آن می‌گوید: «احتمالا این جالب‌ترین ارتباطی است که تا به حال در زمینه گیرنده‌های مزه تلخی کشف شده است. با این حال، هنوز به مطالعات بیشتری نیاز است تا ببینیم آیا از دل آن به درمان می‌توان رسید یا نه».


منبع: خبر آنلاین


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 14:59  توسط ایمان فاتحی  | 

اين آرايه زيبا و رنگارنگ كه شبيه به تركيبي از ريسه‌هاي روشن است و تشكيل سد خوني‌مغزي را در يك جنين گورخرماهي نشان مي‌دهد براي جنيفر پيترز و مايكل تيلور از مركز تحقيقات بيمارستان كودكان سنت جود جايزه اول رقابت‌هاي جهان ميكروسكوپي نيكون را به ارمغان آورده است.



آلوارو ميگوتو از دانشگاه سائوپولو در برزيل با استفاده از تكنيك زمينه تاريك و ايجاد كنتراست اين ستاره شكننده را با بزرگنمايي 8 برابر عكاسي كرده است.



اين تصوير كه با بزرگنمايي 5 برابر يك مورچه كارگر را در حال حمل لارو خود نشان مي‌دهد، در اين رقابت‌ها رتبه نهم را كسب كرده است. اين مورچه از جنس Myrmica است كه اغلب در نيمكره شمالي زمين ديده مي‌شود.



اين تصوير كه بيشتر شبيه به چندين داس است كه در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند، توسط محققي آلماني در دوسلدورف تهيه شده و شانه‌داري به نام پلوروبراكيا را در بزرگنمايي 500 برابر نشان مي‌دهد.



اين تصوير سورئال با تركيب رنگي فوق‌العاده، چشم يك لارو مگس ميوه را با بزرگنمايي 60 برابر نشان مي‌دهد. مايكل جان بريج از دانشگاه يوتا كه براي تهيه اين تصوير از ميكروسكوپ هم‌كانون استفاده كرده تا سطوح متفاوتي از اين اندام را به شكل همزمان رؤيت‌پذير كند، جايزه هفتم اين رقابت‌ها را به دست آورده است.



اين جلبك زيبا كه بيشتر شبيه به فرمي از حيات فرازميني است، 100 بار بزرگتر شده تا جايزه ششم اين رقابت‌ها را به خود اختصاص بدهد. همان‌طور كه مي‌بينيد تركيب رنگ‌هاي درخشان اين جلبك خيره‌كننده است.



كاني فسفانه كاكوكسينيت را مي‌توان در طبيعت به رنگ‌هاي زرد تا قهوه‌اي متمايل به قرمز پيدا كرد. در اين تصوير نمونه‌هايي از اين كاني را كه از معدني در والنسيا، اسپانيا كشف شده و با بزرگنمايي 18 برابر عكاسي شده‌اند، مي‌بينيد. اين نماي نزديك از كاكوكسينيت جايزه پنجم رقابت‌هاي نيكون را به خود اختصاص داده است.



اين تصوير عجيب از يك فضاپيماي بيگانه تهيه نشده، بلكه سيستم بينايي يك شفيره مگس ميوه را نشان مي‌دهد كه 1500 بار بزرگتر شده است. دبليو.رايان ويليامسون از انستيتو پزشكي هاوارد هيوز در اشبورن، ويرجينيا با اين تصوير زيبا جايزه چهارم رقابت‌هاي نيكون را به خود اختصاص داده است.



در اين تصوير يك سلول سرطاني از بدن انسان را مي‌بينيد كه بخشي از بافت سرطاني استخوان يا استئوساركوم است. اين سلول پس از اينكه توسط ديلان برنت از مؤسسه ملي سلامت آمريكا در زير ميكروسكوپ 63 بار بزرگتر شده، بيشتر از اينكه شبيه به يك سلول سرطاني باشد، به يك اثر هنري شبيه شده است. در اين تصوير رشته‌هاي پروتئيني را به رنگ ارغواني، ميتوكندري را زرد و دي.ان.اي سلول را به رنگ آبي مشاهده مي‌كنيد.



اين تصوير بچه‌عنكبوت‌هاي لينكس را كه تازه از تخم خارج شده‌اند، با بزرگنمايي 6 برابر نشان مي‌دهد. اين بچه‌عنكبوت‌ها براي والتر پيوركاوسكي از ايلينويز، جايزه دوم اين رقابت‌ها را به ارمغان آورده‌اند.



منبع: خبر آنلاین











+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 14:49  توسط ایمان فاتحی  | 

تخمدان هاي يك زن به طور معمول در ماه يك يا دو تخمك را رها مي سازند ولي تا كنون فقط از مراحل تخمگذاري در حيوانات عكسبرداري شده بود.

دكتر جاکو دونز پزشك متخصص زنان بطور اتفاقي در هنگام عمل هيستركتومي (خارج كردن رحم) از مراحل آزاد شدن يك تخمك از تخمدان عكسبرداري كرد. اين براي اولين بار است كه از اين اتفاق در بدن انسان عكسبرداري مي شود.:: او مي گويد قبلا چنين پنداشته مي شد كه اين فرايند بصورت انفجاري صورت مي گيرد ولي تخمك گذاري كه او شاهدش بوده حدود 15 دقيقه طول كشيده است.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 17:27  توسط ایمان فاتحی  | 







+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 20:36  توسط ایمان فاتحی  | 



خزندگان در جريان تكامل تاريخي خود به روش‌هاي گوناگوني حركت مي‌كرده‌اند و بيشتر انواع حركتي كه در ساير مهره‌داران ديده مي‌شود در خزندگان نيز به كار مي‌رفته است. امروزه خزندگان در درياها يا آب‌هاي شيرين زندگي مي‌كنند و برحسب زندگي درون آب شنا مي‌كنند. انواعي ديگر مي‌توانند بر روي خشكي بدوند. برخي نيز درون خاك نقب مي‌زنند. گروهي از خزندگان از درختان و صخره‌ها بالا مي‌روند و يا حتي برخي ديگر از طريق سُريدن در هوا حركت مي‌كنند كه شبيه پرواز كردن است.

خزندگان قديمي نيز داراي حركات متنوع بودند. پتروسورها كه در دوران مزوزوئيك (دوراني از تاريخ زمين‌شناسي) زندگي مي‌كردند داراي قدرت پرواز در هوا بودند. انواعي ديگر كه ايكتيوسور ناميده مي‌شوند و در درياها زندگي مي‌كردند داراي دست و پايي به شكل باله‌هاي ماهي بودند كه به كمك آنها شنا مي‌كردند. همچنين گروهي از خزندگان وجود داشتند به نام پلزيوسورها كه داراي اندام‌هاي حركتي پارو مانند براي شنا در درياها بودند. بهترين نمونه از اندام‌هاي حركتي در خزندگان امروزي در بيشتر مارمولك‌ها ديده مي‌شود.
اغلب مارمولك‌ها داراي اعضاء حركتي به صورت زوج كه يك جفت در ناحية سينه و يك جفت هم در ناحية لگني وجود دارد. معمولاً هر عضو حركتي شامل دست‌ها و پاها داراي پنج انگشت است كه هريك از آنها داراي ناخن و يا چنگال است. بسياري از مارمولك‌ها قادر هستند تا با سرعت زياد روي زمين بدوند. برخي از مارمولك‌ها نيز هستند در هنگام دويدن تنها از اندام‌هاي حركتي عقبي خود استفاده مي‌كنند. مانند دراگون استراليايي كه بر روي دو پا مي‌دود. اين نوع از مارمولك‌ها ناحية پيشين بدن خود را از زمين بالا نگه مي‌دارند و بر روي دو پاي خود مي‌دوند. از اين نوع حركت دوپايي در گروهي از دايناسورهاي ابتدايي وجود داشت كه پرندگان نيز از اين گروه از خزندگان مشتق شده‌اند. بسياري از مارمولك‌ها علاوه بر حركت سريع بر روي زمين مي‌توانند از سطوح عمودي نيز به آساني بالا روند. وجود چنگال‌هاي تيز به آنها در بالا رفتن كمك مي‌كنند. البته مارمولك‌هايي كه بر روي تنة درختان و يا ديوارة صخره‌ها ديده مي‌شوند داراي چنگال‌هاي تيز و تخصصي هستند. مارمولك‌هايي كه در سطوح صاف صخره‌ها و بر روي سقف‌ غارها و يا زير صخره‌هاي برآمده حركت مي‌كنند پاهايي با انگشتان تغيير شكل يافته دارند كه در زير انگشتان بادكش‌ها و بالشتك‌هاي فراوان ديده مي‌شود كه به كمك آنها به سطوح صاف مي‌چسبند. اين ويژگي در مارمولك‌هاي خانگي به نام جكو نيز وجود دارد كه به راحتي مي‌توانند از شيشه‌هاي پنجره‌ها و بر روي سقف‌ها حركت كنند. البته نوعي از مارمولك‌هاي خانگي از همان انواع جكو وجود دارد كه انگشتان پاهاي آنها داراي ناخن است و به كمك آنها مي‌توانند بر روي ديوارهاي صاف حركت كنند. مارمولك‌ها يا سوسمارهاي پرنده از جالب‌ترين مارمولك‌هايي هستند كه در هندوستان و مالايا زندگي مي‌كنند.
اين مارمولك‌ها با نام علمي دراكو يا Draco هستند كه پوست گستردة پرده مانند بزرگي دارند و از طريق بدن به طرف خارج كشيده شده است. اما به اندام‌هاي حركتي متصل نيست. اين اندام شبه بال به وسيله گسترش دنده‌ها نگهداري مي‌شود و اين نوع از مارمولك‌ها به كمك اين نوع پوست مي‌توانند مسافت‌هاي كوتاهي را در هوا پرواز كنند. آن هم از درختان بزرگ‌تري به درخت كوچك‌تر صورت مي‌گيرد. معمولاً همه مارمولك‌ها داراي دو جفت اندام حركتي شامل دست و پا نيستند و همة آنها داراي پنج انگشت در دست و پا نيستند. در بعضي از آنها ممكن است يك يا دو جفت از اندام‌هاي حركتي وجود داشته باشد و يا برخي از آنها فاقد دست هستند و اغلب آنها را مارهاي شيشه‌اي مي‌نامند.
تيره‌اي از اين مارمولك‌هاي بدون دست و پا به نام Anguidae وجود دارد كه اينها خزندگاني هستند كه در ظاهر شبيه به مار و فاقد اندام‌هاي حركتي خارجي هستند. چنين انواعي از مارمولك‌ها اغلب در زيرزمين زندگي مي‌كنند. دو گونه از خانواده Anguidae نيز در ايران در شمال كشور يافت مي‌شود. تمساح‌ها يا كروكوديل‌ها قادر به حركت بر روي زمين و نيز شنا در آب هستند. گرچه انگشتان بعضي از آنها پرده‌دار است اما جابجايي سريع جانور در آب توسط حركت نوساني بدن و دم صورت مي‌گيرد.
از خزندگان كنوني لاك‌پشت‌هاي دريايي با زندگي در آب سازش بيشتري يافته‌اند. اندام‌هاي حركتي لاك‌پشت‌هاي دريايي به صورت پاروهاي شنا تغيير شكل يافته‌اند و چنگال‌هاي آنها نيز كوچك شده و يا از بين رفته‌اند. از طرف ديگر لاك‌پشت‌هاي خشكي‌زي داراي دست و پاهايي بسيار قوي هستند و جانور قادر است به كمك آنها بدن نسبتاً سنگين خود را حركت دهد. لاك‌پشت‌ مردابي مي‌تواند در سطح آب شناور بماند يا اينكه در كف مرداب يا استخر جا به جا شود، احتمالاً اين تغيير وزن بدن به كمك تغيير حجم هواي شش‌ها و افزايش يا كاهش مقدار آب موجود در كلوآك (حفره انتهايي روده‌ها) انجام مي‌گيرد.
مارها فاقد اندام‌هاي حركتي هستند و بنابراين به صورت خزيدن جا به جا مي‌شوند. به طور كلي مارها به چهار طريق بر روي زمين مي‌‌خزند كه اين چهار نوع حركت به نام‌هاي موجي افقي، خطي مستقيم، مارپيچي و پيشروي از پهلو توصيف شده‌اند. ردپاي ماري كه با حركت موجي افقي به جلو مي‌رود به صورت خطي موجي است. زيرا بدن جانور در طول يك سري از امواج مي‌لغزد و هر بخش از بدن از همان رد پا كه بخش قبلي بر جاي گذاشته است عبور مي‌نمايد. در اين نوع حركت ردپاي جانور در خاك نرم يا ماسه به صورت ميله‌اي نوك تيز كه از بلندشدن يا فشرده شدن خاك يا ماسه به بالا و در جهت عكس محور حركت به وجود آمده است برجاي مي‌ماند. در موقع پيشروي از طريق حركت به خط مستقيم، محور بدن مستقيم است و جابجايي به وسيلة حركات متناوب پلاك‌هاي شكمي و خود بدن انجام مي‌گيرد. در اين حالت حركتي موجي، پلاك‌هاي پوستي شكم را بلند مي‌كند و آنها را به جلو مي‌راند و به زمين مي‌چسباند. در دنبالة اين عمل بدن ظاهراً تا اندازه‌اي به جلو مي‌خزد تا آنكه دوباره در امتداد پلاك‌هاي پوستي شكم قرار گيرد. حركت مارپيچي عبارت از جمع شدن و بازشدن متناوب بدن است. اين نوع حركت سريع‌تر از حركت به خط مستقيم است و گاهي اوقات هنگامي كه جانور به آرامي در تعقيب طعمه است از آن استفاده مي‌كند.پيشروي يا حركت از پهلو بيشتر در مارهاي بياباني به ويژه افعي‌ها ديده مي‌شود.
مارهاي زنگي، افعي‌هاي شاخدار ايراني از پهلو حركت مي‌كنند. نوعي مار زنگي در آمريكاي شمالي و نوعي افعي شاخدار در جنوب غربي ايران يافت مي‌شود كه نام علمي سراستس (Cerastes) را به علت همين شيوة حركتي بر آنها گذاشته‌اند. اين لغت لاتين به معني پهلورو است. اين حركت اصولاً شامل يك سري حركات مارپيچي پهلويي كه در آن تنها نيرويي عمودي به كار برده مي‌شود و در يك زمان تنها دو نقطه از بدن مار با زمين در تماس است. رد حركت اين نوع مارها با اين شيوة حركتي مانند يك سري علامات موازي، مورب شكل است.غير از افعي‌هاي پهلورو، ممكن است كه يك گونه مار از روش‌هاي ذكر شده بسته به شرايط و موقعيت‌هاي زيستي خود استفاده كند. ولي برخي از گونه‌ها تنها يك شيوة حركتي دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 20:53  توسط ایمان فاتحی  | 

درون جنین میلیونها سلول بنیادی وجود دارد که بزرگی همه آنها کمتر از یک نقطه است. این سلولها از پتانسیل بالایی برخوردار هستند و می‌توانند طی فرایند تمایز یابی به سلولهای بافتهای مختلف در بدن تبدیل شوند. پتانسیل تقریبا نامحدود این سلولها آنها را در کانون تحقیقات پزشکی قرار داده است. تصور کنید که این سلولها بتوانند حافظه بیمار مبتلا به آ آلزایمر را به وی برگردانند.

پوستی را که در اثر سانحه آسیب دیده جایگزین کنند یا بیمار معلولی را قادر به راه رفتن دوباره کنند! و .... اما پیش از آنکه دانشمندان نحوه استفاده از سلولهای بنیادی را برای مقاصد پزشکی فرا بگیرند باید دریابند که چگونه می‌توانند قدرت این سلولها را تحت کنترل خود درآورند. آنها باید نحوه استفاده از سلولهای بنیادی و تبدیل آنها به بافتها یا اندامهای خاصی را فرا بگیرند تا بتوانند یک بیمار یا بیماری علاج کنند.


سلول بنیادی چیست؟

سلول بنیادی سازنده بدن انسان است. سلولهای بنیادی درون جنین در نهایت به سلول ، بافت و اندامهای مختلف بدن جنین تبدیل می‌شوند. برخلاف یک سلول معمولی که قادر است با تکثیر شدن چندین سلول از نوع خود را بوجود آورد سلول بنیادی همه منظوره و بسیار توانمند است و وقتی تقسیم شود، می‌تواند به هر یک از انواع سلولها در بدن تبدیل شود. سلولهای بنیادی از قابلیت خود نوسازی هم برخوردارند. سلولهای بنیادی خود بر دو نوع هستند. سلولهای بنیادی جنینی و سلولهای بنیادی بالغ.

سلولهای بنیادی جنینی از جنین بدست می‌آیند. یک جنین 3 تا 5 روزه حاوی سلولهای بنیادی است که به شدت در حال تکثیر هستند تا اندامها و بافتهای مختلف جنین را بسازند. افراد بالغ نیز در قلب
،  مغز،  مغز استخوان  ،  ریه ها و اندامهای دیگر خود سلولهای بنیادی دارند. این سلولها مجموعه‌های درونی مخصوص ترمیم هستند و سلولهایی که بر اثر بیماری ، مصدومیت و کهولت سن صدمه می‌بینند دوباره تولید می‌کنند.

تاریخچه

در اوایل دهه 1980 میلادی دانشمندان نحوه قرار گرفتن سلولهای بنیادی جنینی از موش و کشت آنها را در آزمایشگاه فرا گرفتند و در سال 1998 برای اولین بار در سلولهای بنیادی جنینی انسان را در آزمایشگاه تولید کردند. اما این سوال پیش می‌آید که پژوهشگران جنین انسان را از کجا بدست می‌آورند؟ جنین را می‌توان با تولید مثل ، تلفیق  اسپرم و تتخمک یا شبیه سازی تولید کرد.


راههای تولید جنین

تولید مثل

این راه طبیعی تولید جنین است.

تلفیق گامتها در شرایط آزمایشگاه

پژوهشگران تمایل زیادی به تولید جنین از طریق تلفیق اسپرم و تخمک ندارند. با این وجود بسیاری از آنها جنینهای بارور شده در کلینیکهای بارورسازی استفاده می‌کنند. گاهی اوقات زوجهایی که نمی‌توانند بطور طبیعی بچه‌دار شوند و می‌خواهند به شیوه مصنوعی صاحب فرزند شوند چندین جنین بارور شده تولید می‌کنند که همگی آنها مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. و جنینهای اضافی را برای انجام تحقیقات علمی اهدا کنند.

شبیه سازی درمانی

در این شیوه یک سلول از بیماری‌ که نیازمند درمان از طریق سلول بنیادی است با تخمک اهدا شده ادغام می‌شود. پس از آن  هسته تخمک جدا شده و هسته سلول شخص بیمار جایگزین آن می‌گردد. سپس تخمک حاصل از طریق شیمیایی یا الکتریکی تحریک می‌گردد تا  تقسیم سلولی انجام دهد. جنین حاصل مواد ژنتیکی بیمار را حمل خواهد کرد که می‌تواند پس زدن سلولهای بنیادی را پس از پیوند آنها به میزان زیادی کاهش دهد.

تکثیر سلولهای بنیادی در آزمایشگاه

جنین 3 تا 5 روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده ای مشکل از 100 سلول و یا بیشتر است. سلولهای بنیادی سلولهای درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر سلول ، بافت و اندام درون بدن تبدیل می‌شوند. دانشمندان سلولهای بنیادی را از بلاستوسیست جدا کرده و آنها را درون ظرف پتری دیش در آزمایشگاه کشت می‌دهند. پس از آنکه سلولها چندین بار تکثیر شدند و میزان آنها از گنجایش ظرف کشت فراتر رفت آنها را از آن ظرف برداشته و درون چندین ظرف قرار می‌دهند. سلولهای بنیادی جنینی که چندین ماه بدون ایجاد تمایز پرورش یافته‌اند خط سلول بنیادی نامیده می‌شوند.

این خطوط سلولی را می‌توان منجمد کرده و بین آزمایشگاهها به اشتراک گذاشت. کار با سلولهای بنیادی بالغ برای دانشمندان سخت‌تر است. زیرا استخراج و کشت آنها نسبت به سلولهای بنیادی جنینی دشوارتر است. یافتن سلولهای بنیادی در بافت بالغ به تنها مشکل است بلکه دانشمندان هم برای کنترل آنها در آزمایشگاه با مشکل رو به رو هستند. اما حتی کنترل سلولهای بنیادی جنینی هم که به خوبی در آزمایشگاه پرورش می‌یابند آسان نیست دانشمندان همچنان در تلاشند تا این سلولها را به رشد در انواع خاصی از بافت وادارند.



موانع بر سر راه استفاده از سلول بنیادی

یکی از این موانع مشکل پس زدن است. اگر سلولهای بنیادی جنینی اهدا شده به یک بیمار تزریق شوند ممکن است سیستم ایمنی بدن بیمار این سلولها را مهاجمان خارجی تلقی کرده و به آنها حمله کند. اما استفاده از سلولهای بنیادی بالغ تا حدودی از این مشکل می‌کاهد. زیرا  سیستم ایمنی بدن بیمار سلولهای بنیادی خود بیمار را پس نمی‌زند.

کاربرد سلولهای بنیادی در بازسازی سلولها

از سلولهای بنیادی می‌توان برای بازسازی سلولها یا بافتهایی استفاده کرد که بر اثر بیماری یا جراحت صدمه دیده‌اند. این نوع درمان به درمان سلولی معروف است. یکی از کاربردهای بالقوه این شیوه درمان ، تزریق سلولهای بنیادی جنینی در قلب برای بازسازی سلولهایی است که بر اثر حمله قلبی صدمه دیده‌اند. در یکی از تحقیقات ، پژوهشگران زمینه  سکته قلبی چندین موش را فراهم کرده و پس از آن سلولهای بنیادی جنینی را درون قلب آسیب دیده موشها تزریق نمودند. در نهایت سلولهای بنیادی  بافت ماهیچه آسیب دیده را بازسازی کردند و کارکرد قلب موشها را بهبود بخشیدند.

از سلولهای بنیادی می‌توان برای بازسازی سلولهای مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده کرد. این بیماران فاقد سلولهایی هستند که ناقل عصبی موسوم به دوپامین را تولید می‌کنند. بدون وجود این پیک شیمیایی حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است. و این افراد از ارزشهای غیر قابل کنترل رنج می‌برند. در تحقیقات انجام شده روی موشها پژوهشگران سلولهای بنیادی جنینی را در مغز موشهای مبتلا به بیماری پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلولهای بنیادی ، موشها را بهبود بخشیدند. دانشمندان امیدوارند که روزی بتوانند این موفقیت خود را در انسانهای مبتلا به پارکینسون هم تکرار کنند.


کاربرد سلولهای بنیادی در تولید اندام کامل

شاید دانشمندان بتوانند حتی یک اندام کامل را در آزمایشگاه پرورش داده و آن را جایگزین اندامی کنند که بر اثر بیماری آسیب دیده است. برای این کار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اندام مورد نظر بسازند و سپس آن را با سلولهای بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند. پس از آن عوامل رشد مخصوص آن اندام افزوده می‌شوند تا پرورش اندام را تحت کنترل و هدایت درآورند.

پس از آنکه چارچوب با بافت خاص آن اندام پوشیده شد آن را به بیمار پیوند می‌زنند. با بوجود آمدن بافت از سلولهای بنیادی چارچوب تجزیه شده و در نهایت یک گوش
، کبد یا هر اندام دیگر باقی خواهد ماند. از جمله بیماریهایی که احتمالا روزی یا درمان سلولی معالجه خواهند شد می‌توان به پارکینسون ، دیابت ، بیماری قلبی ، صدمه به نخاع ، سوختگی ، آلزایمر و ضعف بینایی اشاره کرد.

اختلاف نظر در مورد تحقیقات سلول بنیادی

تحقیقات سلول بنیادی یکی از بزرگترین موضوعاتی است که اجتماعات علمی و مذهبی را رو در رو قرار داده است و هسته این اختلاف یک سوال است حیات چه موقع آغاز می‌شود؟ برای بدست آوردن سلولهای بنیادی دانشمندان یا باید از جنینی استفاده کنند که بارور شده است و یا به روش شبیه سازی ، جنینی را از سلول بدن بیمار و تخمک اهدایی بسازند. در هر دو صورت برای جدا کردن سلولهای بنیادی یک جنین باید جنین از بین برود. و اگرچه این جنین تنها 4 یا 5 سلول را دربرمی‌گیرد. بعضی از رهبران مذهبی بر این باورند که این کار همانند گرفتن جان یک انسان است.

شبیه سازی انسان

مساله دیگر مورد اختلاف شبیه سازی انسان است. اگر دانشمندان بتوانند جنینی را در آزمایشگاه خلق کنند آیا نمی‌توانند آن جنین را درون رحم یک مادر دیگر پیوند زده و زمینه رشد یک نوزاد را فراهم کنند؟! ایده شبیه سازی انسان افکار هولناک و مخوف پرورش ابر انسانها با ضریب هوشی بسیار بالا و قابلیتهای فیزیکی مانند قهرمانان خیالی سوپر من و بت من و یا خلق کودکانی که صرفا برای استفاده از اندام پرورش می‌یابند را تداعی می‌کند.

هنگامی که گروهی از محققان اسکاتلندی در سال 1997 اعلان کردند که توانسته‌اند با موفقیت گوسفندی را به نام دالی شبیه سازی کنند وحشت ناشی از شبیه سازی شدت گرفت. حتی با افزایش آگاهی و شناخت دانشمندان از سلولهای بنیادی و توانایی کنترل آنها بحثهای اخلاقی و سیاسی در این مورد داغ‌تر و وخیم‌تر می‌شود. بسیاری از دولتها محدودیتهای شدیدی را بر تحقیقات سلول بنیادی اعمال کرده‌اند و تامین بودجه این تحقیقات را با مشکلات زیادی مواجه نموده‌اند.



آینده بحث

مخالفت جامعه جهانی با پدیده شبیه سازی مولد انسان گسترده و عام‌الشمول است. اما به نظر می‌رسد بسیاری از کشورها با انجام تحقیقات پزشکی برای مقابله با بیماری‌هایی چون پارکینسون ،آلزایمر ،‌ بیماری های قلبیو سرطان ازطریق تولید جنینهای آزمایشگاهی و همچنین تحقیق و بررسی روی آنها به منظور ایجاد توسعه و پیشرفت در علوم پزشکیو مهندسی ژنتیک بدون آن که هدف این تحقیقات تولد صرف انسان شبیه سازی شده باشد، مخالفت چندانی نداشته باشند. با وجود این ، برخی کشورها از جمله واتیکان مخالفت صریح و موکد خود را در این مورد ابراز داشته و با عمل شبیه سازی انسان با هر هدف و مقصودی که باشد، مخالفند.

از جمله استدلالهای این گروه برای مخالفت با شبیه سازی این است که ما با این کار به تولید انسان‌هایی اقدام می‌کنیم که در نهایت آنها را از میان می‌بریم و از اینرو ، در جهتی حرکت خواهیم کرد که منجر به نقض قواعد اساسی حقوق بشر و کرامت انسانی خواهد شد. آیا اصولا ما حق داریم که با انسان زنده آزمایشهای علمی بکنیم . بعضیها می‌گویند که اینکار به بشریت خدمت خواهد کرد ممکن است این گفته درست باشد ولی آیا شما حاضرید خود حاصل چنین تولدی باشید و محکوم به تولد برای آزمایش و ابزار آزمایش دانشمندان باشید؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 20:52  توسط ایمان فاتحی  | 

توضيح‌ كلي
سكسكه‌ عبارت‌ است‌ از انقباضات‌ ناخودآگاه‌ و مكرر عضله‌ ديافراگم‌. سكسكه‌ يك‌ علامت‌ است‌ و نه‌ يك‌ بيماري‌. در ايجاد سكسكه‌ ديافراگم‌ (عضله‌ بزرگ‌ و نازكي‌ كه‌ قفسه‌ سينه‌ را از شكم‌ جدا مي‌سازد) و عصب‌ فرنيك‌ (عصبي‌ كه‌ ديافراگم‌ را به‌ مغز وصل‌ مي‌كند) نقش‌ دارند. تقريباً همه‌ ممكن‌ است‌ دچار سكسكه‌ شوند، حتي‌ جنيني‌ كه‌ در رحم‌ مادر است‌.

علايم‌ شايع

يك‌ صداي‌ تند و سريع‌ كه‌ در اثر گرفتگي‌ ديافراگم‌ از دهان‌ خارج‌ مي‌شود. اين‌ گرفتگي‌، عضلات‌ ته‌ گلو را به‌ هنگام‌ دم‌ مي‌بندد.
علل‌تحريك‌ اعصابي‌ كه‌ عضلات‌ تنفسي‌، خصوصاً ديافراگم‌، را تحريك‌ مي‌كنند. علت‌ سكسكه‌ كوتاه‌مدت‌ معمولاً ناشناخته‌ است‌. در صورتي‌ كه‌ سكسكه‌ طولاني‌مدت‌ باشد يا به‌طور مكرر رخ‌ دهد، امكان‌ دارد به‌ علل‌ زير ايجاد شده‌ باشد:
خوردن‌ يا آشاميدن‌ غذا يا نوشيدني‌ داغ‌ يا مواد تحريك‌كننده‌
بيماري‌هاي‌ پرده‌ جنب‌ (پرده‌ نازكي‌ كه‌ روي‌ ريه‌ها را مي‌پوشاند).
ذات‌الريه‌
اورمي‌ (جمع‌ شدن‌ مواد زايد سمي‌ در اثر نارسايي‌ كليه‌)
الكلي‌ بودن‌
مصرف‌ بعضي‌ از داروها
اختلالات‌ معده‌، مري‌، روده‌ يا لوزالعمده‌
حاملگي‌
تحريك‌ مثانه‌
هپاتيت‌
گسترش‌ سرطان‌ از يك‌ قسمت‌ از بدن‌ به‌ كبد يا قسمتي‌ از پرده‌ جنب‌
سابقه‌ عمل‌ جراحي‌ اخير، خصوصاً جراحي‌ روي‌ شكم‌
علل‌ عاطفي‌
عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
وجود يك‌ بيماري‌ كه‌ سطح‌ سلامت‌ فرد را پايين‌ آورده‌ باشد.
سابقه‌ عمل‌ جراحي‌ اخير
مصرف‌ داروها، خصوصاً آنهايي‌ كه‌ معده‌ را آزرده‌ مي‌سازند.
پربودن‌ معده‌
خنده‌ شديد يا احساسات‌ قوي‌
تغيير در دماي‌ محيط‌
مصرف‌ الكل‌
پيشگيري‌در حال‌ حاضر نمي‌توان‌ از آن‌ پيشگيري‌ كرد.
عواقب‌ مورد انتظار
سكسكه‌ كوتاه‌مدت‌ معمولاً نشان‌دهنده‌ بيماري‌ نيست‌. اين‌ نوع‌ سكسكه‌ به‌طور خود به‌ خودي‌ يا غالباً با درماني‌ كه‌ شرح‌ آن‌ داده‌ خواهد شد برطرف‌ مي‌شود. سكسكه‌ مداوم‌ فرد را مستأصل‌ مي‌كند و نياز به‌ انجام‌ اقداماتي‌ براي‌ فهميدن‌ دليل‌ آن‌ وجود دارد.

عوارض‌ احتمالي

عارضه‌اي‌ وجود ندارد، مگر اين‌ كه‌ سكسكه‌ طولاني‌مدت‌ باشد و وجود يك‌ بيماري‌ جدي‌ را مطرح‌ كند.
درمان‌

اصول‌ كلي

روش‌هايي‌ كه‌ در اين‌ جا ذكر مي‌شوند براي‌ دوره‌هاي‌ كوتاه‌مدت‌ سكسكه‌ هستند. سكسكه‌ طولاني‌مدت‌ بايد تحت‌ بررسي‌ پزشكي‌ قرار گيرد. يك‌ يا تعداد بيشتري‌ از روش‌هاي‌ زير را به‌ كار بنديد تا بهترين‌ آنها براي‌ شما معلوم‌ شود.
نفس‌ خود را نگاه‌ داريد و تا 10 بشماريد.
داخل‌ يك‌ كيسه‌ كاغذي‌ تنفس‌ كنيد. از كيسه‌ پلاستيكي‌ استفاده‌ نكنيد زيرا ممكن‌ است‌ به‌ سوراخ‌ بيني‌ بچسبد.
انگشت‌ شست‌ خود را بين‌ دندان‌ها و لب‌ بالا قرار دهيد. سپس‌ لب‌ بالا را با انگشت‌ سبابه‌ خود، درست‌ در زير سوراخ‌ بيني‌ سمت‌ راست‌، فشار دهيد.
انگشتان‌ سبابه‌ خود را حدود 20 ثانيه‌ داخل‌ هر دو گوش‌ فشاردهيد.
يك‌ ليوان‌ آب‌ را به‌ سرعت‌ بنوشيد.
نان‌ خشك‌ يا يخ‌ خرد شده‌ قورت‌ دهيد.
زبان‌ خود را به‌ ملايمت‌ بكشيد.
چشمان‌ خود را ببنديد و فشار ملايمي‌ را به‌ كره‌هاي‌ چشم‌ وارد كنيد.
يك‌ قاشق‌ چايخوري‌ شكر خشك‌ بخوريد.
داروهامعمولاً دارويي‌ براي‌ اختلال‌ مورد نياز نيست‌.
فعاليت‌محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد.
رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.

در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر سكسكه‌ بيش‌ از 8 ساعت‌ طول‌ بكشد.
اگر احتمال‌ مي‌دهيد كه‌ دارويي‌ باعث‌ سكسكه‌ شما شده‌ است‌.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 20:43  توسط ایمان فاتحی  | 

محققان کد ژنتیک سرطان های ریه و پوست را که از انواع شایع سرطان است را به طور کامل رمزگشایی کرده اند. این دستاورد علمی امید محققان را برای بهبود روش های درمان انواع سرطان افزایش داده است.

گروهی متشکل از محققان ده کشور در حال مطالعه نقشه ژنتیک انواع سرطان هستند.
به گفته محققان، دستیابی به نقشه ژنتیک بیماری سرطان، به تشخیص ساده تر آن از طریق آزمایش خون کمک می کند و راهگشای تولید داروهای جدید است.

محققان بریتانیایی در حال تحقیق درباره سرطان سینه هستند. در ژاپن بر روی سرطان کبد و در هند بر روی سرطان دهان تحقیق می شود.

دانشمندان چینی مشغول بررسی سرطان معده هستند و مطالعه بر روی نقشه ژنتیک سرطان های تخمدان، مغز و لوزالمعده برعهده محققان آمریکایی گذاشته شده است.

کنسرسیوم بین المللی ژنوم سرطان پیشبینی می کند تکمیل فهرست ژنتیک انواع سرطان تا پنج سال دیگر طول بکشد.

مایکل استراتون که هدایت گروه محققان بریتانیایی را در این کنسرسیوم برعهده دارد، در این باره گفت: "این فهرست ها برداشت ما را از عملکرد سرطان های مختلف تغییر خواهد داد."

او ادامه داد: "با شناسایی همه ژن های مربوط به سرطان قادر خواهیم بود داروهای جدیدی را تولید کنیم که می توانند ژن های جهش یافته را هدف قرار دهند."

محققان می گویند در بررسی کد ژنتیک بیماری سرطان پوست متوجه سی هزار اشتباه عملکردی شده اند که تقریبا بیشتر آن ناشی از قرار گرفتن در معرض نور خورشید است.

ماده وراثتی مربوط به سرطان ریه نیز دارای بیست و سه هزار اشتباه است که بخش عمده ای از در اثر دود سیگار ایجاد می شود. محققان می گویند به طور متوسط، کشیدن هر 15 نخ سیگار معادل با بروز یک جهش ژنتیک در دی ان ای افراد سیگاری است.

بیشتر موارد جهش بی خطر هستند ولی گاهی می توانند خطرساز و سرطان زا باشند.

متخصصان درمان سرطان از انتشار نتیجه تحقیقات انجام شده استقبال کرده اند.

موسسه تحقیقات سرطان در بیانیه ای گفت: "با آشکار شدن ژنوم تعداد بیشتری از انواع سرطان، درک بهتری را از نحوه پیدایش این بیماری پیدا می کنیم و توانایی ما برای پیشگیری، تشخیص و درمان آن بهبود پیدا می کند."
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 0:53  توسط ایمان فاتحی  | 

مطالب قدیمی‌تر